سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
از فـرش تا عـــرش
از فـرش تا عـــرش
اگر پیاده هم شدی سفر کن ، در ماندن می پوسی. . .
چهارشنبه 3 اسفند 90 :: 6:57 صبح ::  نویسنده : هلـوع

دوکوهه. . .


گوشیم به صدا دراومد..


پیامی رسیده بود از یک بامعرفت (درخطه دوکوهه):


"آجی سلام جیجــر..


آجی جیگرم کباب شد..


کاش بودی...


آجی میگم امرو نه امشب رفتیم دوکوهه


کنــار دومین قبر شهیـــدگمنام جوووون


اونی که تو حوض نیس، بیرونه


و جینگیل داره


بالا طرحش یه تیکه سنگ تو گوشش گذاشتم آجی


واسه توعه


زیر تنها چیزیه که اون لحظه داشتم


یه چن دونه تخمه سیاه بود..


ایشالا سرجاش بمونه تا تو بیای ببینیش:(((


آجی کاش اینجا بودی.....کاش:( (اینو کاملا بابغض بخون)"


شب زنگ زدم بهش باکمال پررویی و بی توجهی گفتم:


"هی کچل!! آخه اون پیامه چی بود واسم فرستادی..؟!


چند دونه تخمه گذاشتی اونجا که چی؟؟!


که بیام نوش جون کنم..؟!


یکی ندونه فکر میکنه که........................ :دی


بابا حدقل یه کادویی، چیـــزی.... :))


اصلا ازکجا معلوم که شهدا منو اونورا دعوت کنن.. از کجا معلوم ببرنمون دوکوهه....


اصلا گیریم ببرن، تا اون موقع دیگه اثری از اونا که به یادگار گذاشتی واسم باقی نیست...


باصدای مهربونش، با آرامش خاصی تو اون همهمه و شلوغی که سخت میشد صداشو شنید، گفت:


"آجی اونا رو سپردم به همون شهید گمنامه..


امانت دادم بهش.. :)


یه تیکه سنگ و چندتا دونه تخمه دیگه چیزی نیست که بخوان از اونجا بدزدنش.."


با بغضی تو گلوم گفتم:


آجی فقط دعا کن واسم


دعاکن که ببرنمون دوکوهه


چشــام آرزوی دیدن ساختمونای تخریب شدشو داره


آرزوی دیدن حسینیش رو... :(


 


پ.ن:چه حس شیرین و قشنگیه


وقتی تو این دنیـایی که هرکی به فکــرخودشه و کارای خودش،


یکی باشه که این پیامو بهت بده و کلی ذوق مرگت کنه :))


پیامی که پیامش برای من این بود:


"درکنــارشهدا هم به یادتم..


ایشالا همین شهدای گمنام به داد دلت برسن"


پ.ن2: خدا انشاالله آجیمو واسم حفظ کنه..


التمـــاس دعا


 




موضوع مطلب :
یـادگـــــاری
دوشنبه 1 اسفند 90 :: 4:1 عصر ::  نویسنده : هلـوع

باران. . .


خوش قول است و مهـــربان. . .


آسمان را می گویم...


مثل یک مرد تا آخر پای قولش ماند..


جا نزد!. . .


قول وقرارمان را خوب یادش بود.. اینکه...


روزی من ببارم


روزی دیگر بغض هایم را به او بسپارم تا او بجای من اشک بریزد...


تا دنیــــا با اشک های مادونفـــر زیرآب نرود!!!. . .


خوب به قولش عمـــل کرد...


بارید و بارید. . .


ودیروز نوبت من بود،


باریدم..


اما آسمــــان با تمام بغض ها و غم هایش،


منتظر ماند...


آفتابی بود... صاف و آرام..


امــا مشخص بود در دلش غوغایی ست...


نبارید تا زیرقولش با من نزد!!


منتظر ماند تا روز بعـــد..


تا امــــــــــروز....


وامروز.. شروع به باریدن کرد تا خود را سبک کند....


آه.. چه بغض سنگینی رسوب کرده بود ته گلویش...


و اشکش


چه شباهت عجیبی داشت


با اشک های دیروز من....


با زار زدن هایــم. . . :(


 


پ.ن: کاش آدم های روی زمیــن در وفاداری و پایبند بودن به قول هایشان


کمی از آسمان آموخته بودند.... تا دلی را آزرده نکنند. . .


هلوع نوشت: میگن زیربارون دعا مستجابه....


اگه یه وقتی آسمون شهرتون یا چشماتون، شروع به باریدن کرد،


فراموش نکنین کسی اینجا محتاج دعاتونه..


أَمَّن یُجیبُ مُضطَرَّ إذَا دَعاهُ وَیَکشفُ السُّوء. . .


التمـــــاس دعا.. :(


 




موضوع مطلب :
یـادگـــــاری
شنبه 29 بهمن 90 :: 3:24 عصر ::  نویسنده : هلـوع

أمَّن یُجیبُ...


تاحالا شده کریستال از دست بیفته زمین بشکنه..؟!


دیدی چجوری خردِ خرد میشه...


ریـــــزِ ریــز. . .


جوری که مجبوری با خاک انداز و جارو جمش کنی مرحمت کنی بریزش سطل زبـــاله...


حالا این دلِ من...


این دلِ بیچاره..


که قبلا دستشو ول کرده بودم...


به حال خودش رهـــا کرده بودم..


شده قضیه ی همون طرف کریستاله. . .


یه غریبه. . .


از راه رسیده...


ورش داشته..


باهاش خیلی راحت بازی کرده


محکم کوبوندتش به زمیـــن. . .


به قول این دس نوشته هاواینا


شــاید پدرمادرش درس حســابی نذاشتن تو بچگی با عروسکا واسباب بازی هاش بازی کنه


که الان به این سن رسیده


تلافیشو سرِ دلِ بیچاره من در آورده... :(


کوبوندش زمین..


ریزریزش کرد...


ریزریـــز. . .


نمیتونم بگذرم ازش..


نه بخاطـــرخودم..


به خاطـــــــــــر دلـــــم. . .


تو این یه مورد دیگه پشت دلمو خالی نمیکنم...


منی که همیشه سرسجــادم، سرنمـــازم..


به خداجونم میگفتم:


"خدایا! من تو این دنیا رقمی نیستم تا باعث بشم


بنده ای بخاطر اذیت کردن من


کارش تو اون دنیا گیر من باشه


اگه نادم و پشیمون اومد پیشت


بگذر ازش..


حتی اگه جلوی من بخاطــرغرورش


به روی خودش نیـــاره که پشیمونه.. از کاری که با دلم کرده......"


اما این دفعه رو دیگه نمیتونم..


نمیتونم بگذرم........


ایشالا خدا ببخشه منو...


امــا این حق دلمه که بخوام حقشو بگیرم.... :(


 


پ.ن1: این پستم این دفعه خیلی طولانی شد.. عذرمیخوام.... اما حرف دلم بود.. این دل شکسته!


دلِ شکسته ظرفیت گنجوندن این  همه حرفو تو خودش نداره...... :(


پ.ن2: واسه دلم أمَّن یُجیب بخونین...


چون اگه لحظه ای دیر بشه، ممکنه دیگه نیـــاز به فاتحه داشته باشه... نه أَمن یُجیب..... :(


أمَّن یُجیبُ مُضطَرَّ إذَا دَعاهُ وَ یَکشفُ السُّوءَ. . .


التماس دعا..




موضوع مطلب :
یـادگـــــاری
جمعه 28 بهمن 90 :: 11:1 صبح ::  نویسنده : هلـوع

د ل ت ن گ م.. بیا!


نمیدانم چرا می گویند با یک گل بهار نمیشود...


من که میگویم اگر تو بیایی دنیا گلستان می شود..


وآنگاست که دیگر درک معنای پاییز و زمستان برایمان سخت می شود...


آقای مهربانم.. بیا!


بیا، تا همگان متوجه شوند که میتوان با وجود یک گل بهــــار را به اثبات رسانید..


د ل ت ن گ م.. بیــــا!


 


اللهم عجــل لولیک الفرج..


 




موضوع مطلب :
یـادگـــــاری
دوشنبه 24 بهمن 90 :: 2:9 عصر ::  نویسنده : هلـوع

یارب ...


بریده ام. . .


از دست این دل بریده ام. . .


کاش دست دلم را رها نکرده بودم...


کاش رهایش نکرده بودم به حال خود....


اما خدایا...


توکه خدای دل های شکسته و دردمندی،


تو که مهربان خدایش هستی،


چرا رهایش کردی...؟!


د ل ت ن گ م. . .


دل ش ک س ت ه. . .


و این دل اواره که به حال خود رهایش کردم،


گاه گاه به سراغم میاد و زخم ها و گرفتگی هایش را به رخم میکشد. . .


 


أَمَّن یُجِیبُ المُضطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکشِفُ السُّوءَ. . .


التماس دعا... :(



 




موضوع مطلب :
یـادگـــــاری

. . . هلـــــوع

اگر پیاده هم شدی سفر کن ، در ماندن می پوسی. . .
یادداشت های قدیمی
دوستان از فـــرش تا عــــــرش
. . .
قدم رنجه های امروز: 467
قدم رنجه های دیروز: 1114
کل قدم رنجه ها: 167459



>

                    
 
 
onLoad and onUnload Example