• وبلاگ : از فــــرش تا عـــــــــرش
  • يادداشت : كبوترها،كبوترها ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    در ميخانه بروي همه باز هست هنوز
    سينه ي سوخته در سوز و گداز است هنوز

    بي نيازي است در اين مستي و بيهوشي عشق
    درِ هستي زدن از روي نياز است هنوز

    چاره از دوري دلبر نبود لب بَربند
    که غلام دَرِ او بنده نواز است هنوز

    راز مگشاي مگر در بَرِ مست رُخ يار
    که در اين مرحله او محرم راز است هنوز

    دست بردار ز سوداگري و بوالهوسي
    دست عشّاق سوي دوست دراز است هنوز

    نرسد دست من سوخته بر دامن يار
    چه توان کرد که در عشوه و ناز است هنوز

    اي نسيم سحري گر سر کويش گزري
    عطر بر گير که او غاليه ساز است هنوز
    امام خميني(ره)

    نميدانم چه بنويسم؟ برايت از که بنويسم؟ نه تو شيرين,نه من فرهاد... سر هر کوي و هر برزن بيايد اين سخن فرياد چرا عشقم به دست من سبد از خون دل مي داد؟ نه مجنونم,نه ليلايي !نه ديگر از برايم ! آآآه,نداري حرف زيبايي چه مي گويم؟ چه مي خواهم؟ در اين دوران تنهايي! نميدانم چرا اينگونه بي تابم؟

    سلام دوست عزيز؛ وبت سر شار از احساسات قشنگ و زيباست

    به ما هم يه سر بزن خوشحال مي شم

    من لينکت مي کنم تو هم کم لطفي نکن

    تا ديداري دوباره

    بدرود


    سلام وبلاگ خوي بود مطالب خوبي هم نوشته بودي به وبلاگ خوبي دست كردي اجازه بدي تو وبلاگم ميزبان شما باشم با يه سري مطالبي كه اميدوارم به دردتون بخوره سوالي هم داستي برام بفرست تو بخش نظرات گرچه حتما نظر شما رو در باره مطالب تكرار ميكنم در باره مطالب خواستارم پس منتطرتم تا دوباره بهت سر بزنم